مدیریت استرس (Stress Management) و سایر موضوعات مرتبط با استرس مانند مقابله با استرس و روشهای کاهش استرس و عوامل استرس زا و استرس شغلی، از جمله بحثهای رایجِ روزگار ما هستند.شاید نیم قرن قبل، چنین واژههایی به ندرت شنیده میشدند.
در گذشتههای دور، اصطلاح عاملان مرگ همه را به یاد عفونت و بیماری و جنگ و مواردی از این دست میانداخت؛ اما به نظر میرسد که امروز، استرس در زندگی شخصی و استرس شغلی از جمله شتابدهندههای مهم حرکت انسان به سوی مرگ هستند. هدف از ارائهی مدیریت استرس و راه های مواجهه با استرس اگر چه مدیریت استرس و مواجهه با استرس میتواند دغدغهی بسیاری از انسانها باشد، اما قاعدتاً برای خوانندگان مسئلهی جدیتری محسوب شود.بررسیها نشان داده است که بسیاری از افراد، حداقل یکی از ویژگیهای زیر را دارا هستند:
• علاقهمندی به توسعه فردی (در زندگی فردی یا محیط سازمانی)
• جوان بودن و قرار داشتن در آستانه ورود به زندگی جدی شغلی و اجتماعی
• ایفای نقش مدیریت و سرپرستی در سازمانها و کسب و کارها
هر سه ویژگی فوق میتوانند به نوعی استرس زا باشند.
کسانی که برای توسعه فردی وقت میگذارند، طبیعتاً در پی تغییر و بهبود وضعیت خود و محیط خویش هستند. این را هم به خوبی میدانیم که نوع تلاشی برای تغییر، میتواند به تحمل استرس های درونی و بیرونی منتهی شود.جوان بودن هم به این معناست که هنوز، موقعیت مشخصی برای فرد، تثبیت نشده و حاصل این وضعیت، ابهام در زندگی و رویارویی با چالش برنامه ریزی جهت دستیابی به هدفها و خواستههاست.
اشتغال به مدیریت و سرپرستی هم از جمله عوامل استرسزایی است که میتواند بر تمام جنبههای زندگی ما سایه بیندازد.مسئولیت داشتن به خودی خود برای تجربهی استرس شدید کافی است. طبیعتاً تلاطمهای کلان اقتصادی و چالشهای محیط کار هم میتوانند بر استرس شغلی بیفزاید.
در چنین شرایطی اگر مدیری در مدیریت استرس توانمند نباشد، این ناآرامی و تنش درونی او به همکارانش هم منتقل خواهد شد و به این ترتیب، مشکلات حاشیهای سازمان افزایش پیدا میکند.به این علت، ما بر این باور هستیم که مباحث مدیریت استرس و مقابله با استرس (و اگر به شکل دقیقتر بگوییم: مواجهه با استرس) مهارتی است که میتواند برای همه مفید باشد.
بیماری های ناشی از استرس و سایه تهدید آن بر سر زندگی ما
میدانیم که بیماری های ناشی از استرس در زندگی انسان، پدیدهی نسبتاً جدیدی محسوب میشوند. زندگی مدرن، شهرنشینی و تکنولوژیهای جدید تولید که پس از انقلاب صنعتی فراگیر شدند، سبک زندگی ما را به کلی تغییر دادند و بسیاری از ویژگیهای سبک زندگی جدید، برای ما تنش زا و تنش آفرین بوده است.به همین علت، رایج است که بیماری های ناشی از استرس را در گروه بیماریهای سبک زندگی یا Lifestyle Diseases طبقهبندی میکنند.
بسیاری از بیماریهای سبک زندگی، در گذشتههای دور یا وجود نداشتهاند؛ یا شدت و گستردگی آنها بسیار کمتر از امروز بوده است. به همین علت، مدیریت استرس و تلاش برای شناخت عوامل ایجادکننده استرس و تکنیک های کاهش استرس و چارهاندیشی برای پیشگیری از استرس نیز، دغدغههای نسبتاً جدیدی در تاریخ زندگی انسان محسوب میشوند. بیماریهای سبک زندگی با تعبیر خاص و سنتی واگیردار بودن، غیرواگیردار محسوب میشوند و عموماً در عادتهای زندگی ما ریشه دارند. این عادتها میتوانند در زمینههای مختلف، از جمله ارتباطات، دوستیها، تغذیه و تحرک فیزیکی باشند.
مسیر کامل و دقیق برای تسلط بر استرس و مدیریت آن
اگر تصمیم دارید به شکل دقیق و علمی، مباحث مربوط به استرس را بیاموزید و کاملاً بر همهی جوانب استرس و شیوهی مدیریت آن مسلط شوید، پیشنهاد ما این است که گامهای زیر را به ترتیب طی کنید.
گام اول – آشنایی با تعریف استرس و مفهوم علمی مدیریت استرس
هر زمان که واژهای به صورت گسترده وارد ادبیات عمومی و حتی ادبیات علمی میشود، میتوانید مطمئن باشید که معنای آن هم دچار ابهامها و سوء برداشتهای فراوان نیز خواهد شد.استرس هم از این قاعده مستثنی نیست.امروزه ما استرس را در انواع ترکیبها بهکار میبریم: استرس کودکان، استرس شغلی، استرس امتحان، استرس مالی، استرس بارداری، استرس پرواز، استرس سخنرانی و استرس رانندگی، تنها نمونههایی از کاربرد استرس در عبارتها و گفتگوهای روزمره هستند.
بعد از آشنایی با تعریف استرس، خواهیم دید که بسیاری از این اصطلاحات دقیق نیستند و ما ضمن نادیده گرفتن برخی از مصداقهای استرس، موارد نامربوط و متفاوت بسیاری را هم اشتباهاً به عنوان استرس در نظر میگیریم. منطقی است که قبل از بحث در مورد مدیریت استرس، تعریف استرس و معنی کلمه استرس را بدانیم و ریشه آن را بشناسیم. پذیرش استرس به عنوان بخشی ضروری از زندگی و پاسخ مهم بدن و ذهن انسان به محیط
درک دقیق تعریف استرس به عنوان برایند تعامل انسان و محیط
درک اینکه مدیریت استرس به معنای مقابله با استرس و حذف استرس نیست. بلکه به معنای مواجهه با استرس و کنترل استرس و هدایت آن است. اگر چه عامه مردم استرس را به معانی متفاوتی به کار میبرند، به خوبی مراقب باشیم که در درس مدیریت استرس، بین استرسور (عوامل ایجاد استرس) و استرس (پاسخ بدن به این عوامل) تفکیک و تمایز قائل شویم.
گام دوم – آشنایی با انواع استرس
اگر چه مرحلهی دوم کوتاه است و به سرعت میتوانید آن را بگذرانید، اما نقش بسیار مهمی در درک شما از استرس دارد.در این مرحله باید با انواع استرس آشنا شوید.بسیار مهم است که بتوانید سه اصطلاح استرس لحظهای (Acute Stress)، استرس مکرر (Episodic Stress) و استرس مزمن (Chronic Stress) را از یکدیگر تفکیک کنید و تشخیص دهید.

این تقسیمبندی سهگانه، صرفاً یک تفکیک دانشگاهی و تئوریک نیست.بلکه با توجه به تفاوت منشاء این سه نوع استرس، لازم است شیوه ما در مدیریت هر یک از آنها نیز متفاوت باشد.
گام سوم – آشنایی با برخی از منشاءهای استرس
همهی ما کمابیش رویدادهای استرس آفرین را میشناسیم. اینکه هر رویداد تا چه حد به ما استرس وارد میکند، تابع ذهن ما و باورها و ارزشهای ما نیز هست.حتماً از زمان مدرسه به خاطر دارید که بعضی دانش آموزان، خوشحال و خندان، کارنامهی معدل ده خود را به خانه میبردند و دانش آموزانی دیگر، با دیدن معدل نوزده، چنان به هم میریختند که قدرت شنوایی و بینایی خود را هم از دست میدادند!
بنابراین، نمیتوان به سادگی، رویدادها را از لحاظ استرس زا بودن با هم مقایسه کرد.باید بدانیم که در مورد چه کسی و چه فرهنگی و حتی چه جنسیتی و چه سنی حرف میزنیم.اما با این حال، فهرست هولمز – راهه امروزه به یک فهرست کلاسیک در طبقه بندی استرس ناشی از رویدادهای زندگی تبدیل شده است.این فهرست همچنان میتواند به ما در تشخیص متوسط شدت استرس زا بودن یک رویداد کمک کند.
گام چهارم – سه مرحله ذهنی در مواجهه با استرس و ارزیابی آن
بخش مهمی از استرس، به تحلیلهای ذهنی و ارزیابی ما بازمیگردد.به عبارت دیگر، متناسب با برآورد ما از شدت فشارهای محیطی و منابعی که در دسترس داریم، سطح متفاوتی از استرس را تجربه میکنیم.

گام پنجم – روش های کاهش استرس
روش های کاهش استرس را نمیتوانیم به تکنیکهای غلبه بر استرس مثل گرفتن دوش آب سرد، تنفس بهتر، خوردن ماست و مواردی مانند اینها محدود کنیم.
به عنوان مثال، ممکن است ما مهارت برنامه ریزی یا مهارت حل مسئله و مدیریت تعارض و شیوه های شناختی – رفتاری (Cognitive-Behavioral) را به عنوان روش کاهش استرس در نظر نگیریم. در حالی که این مهارتها و بسیاری موارد مشابه، میتوانند از ایجاد تنش و استرس جلوگیری کرده و به مدیریت استرس نیز کمک کنند.
گام ششم – مدیریت فشار روانی
حتماً جملهی معروف پیشگیری بهتر از درمان است را شنیدهاید. برای این توصیهی معقول و منطقی، مصداقهای فراوانی وجود دارد که مدیریت استرس یکی از آنهاست.بخش مهمی از استرسهای ما، بدون پیشزمینه نیستند.بلکه فشار روانی موجود در زندگی ما، به تدریج آن استرسها را ایجاد میکند و ما هم پس از مدتی، استرس را به عنوان بخش جداییناپذیر زندگی خود میپذیریم.بنابراین مدیریت فشار روانی را میتوان از جنسِ پیشگیری استرس دانست.