نشانه های آدمهای سمی چیست ؟

0 0
امتیاز 4.06 تعداد رای 9

نشانه های آدمهای سمی چیست ؟

از کجا بدانید که با یک فرد سمّی معاشرت می‌کنید؟ و اگر اینطور است، بایدها و نبایدها در این خصوص کدامند؟ سروکار داشتن با افراد سمّی اجتناب‌ناپذیر است. آدم‌های سمّی همه جا حضور دارند.آنها نه‌ تنها زندگی‌تان را نابود می‌کنند و جلوی پیشرفت شما را می‌گیرند، بلکه می‌توانند شما را تا سطح خودشان پایین بیاورند و شما را نیز به یک فرد سمّی تبدیل کنند.

همانقدر که سم‌زدایی از بدن با خودش افزایش بهره‌وری در نتیجه‌ی سلامت جسمانی را به همراه دارد، با بیرون‌ کردن این افراد از زندگی‌تان آرامش‌ خاطر هم نصیب‌تان خواهد کرد. افراد سمّی منطق را زیر پا می‌گذارند. برخی از آنها از تأثیر منفی خودشان بر اطرافیان‌شان بی‌اطلاع هستند و برخی دیگر به ظاهر از ایجاد آشوب و عصبانی‌ کردن دیگران لذت می‌برند.
تحقیقات اخیر از دانشگاه فردریچ شیلر در آلمان نشان می‌دهد که افراد سمّی تا چه حد خطرناک هستند. محققان دریافتند مواجهه با محرکی که احساسات منفی قوی ایجاد می‌کند، درست شبیه مواجهه با افراد سمّی هستند که سبب می‌شود مغز فرد مورد بررسی واکنش‌های استرسی شدیدی را بروز دهد. خواه نامش یک نگرش منفی، بیرحمی، سندروم قربانی و یا تنها دیوانگی محض باشد، این افراد به مغز شما استرس شدیدی وارد می‌کنند که باید به هر قیمتی از آن دوری کنید. شناسایی قربانی‌ها دشوار است، چون شما نخست با مشکلات آنها همدردی می‌کنید، اما با گذشت زمان، متوجه می‌شوید «زمان احتیاج» آنها، همه‌ی وقت شماست. قربانی‌ها در عمل هرگونه مسؤلیتی را کنار می‌زنند و هر سرعت‌گیر پیش رویشان را یک کوه غیرقابل‌ صعود جلوه می‌دهند
فریب‌کارها زیر نقاب دوستی، وقت و انرژی را از زندگی شما می‌گیرند. سروکار داشتن با آنها ممکن است دشوار باشد، چون آنها با شما مثل یک دوست رفتار می‌کنند. آنها می‌دانند شما چه چیزهایی را دوست دارید، چه چیزهایی خوشحال‌تان می‌کند و اینکه از نظر شما چه چیزی مضحک است، اما تفاوت اینجاست که آنها از این اطلاعات به عنوان بخشی از یک دستور کار مخفی استفاده می‌کنند.
در سری کتاب‌های «هری پاتر» نوشته جِی.کِی. رولینگ، دمنتورها موجوداتی شیطانی هستند که روح افراد را از بدن‌شان مکیده و بیرون می‌کشند و از آنها فقط پوسته‌های انسانی به جا می‌گذارند. هر زمان یک دمنتور وارد اتاق می‌شود، همه‌جا تاریک می‌شود، همه احساس سرما می‌کنند و بدترین خاطرات به یادشان می‌آید. به گفته‌ی رولینگ، او ایده‌ی دمنتورها را از افراد بسیار منفی گرفته است، افرادی که قادرند پا به اتاقی گذاشته و فورا حیات را از آن بگیرند. دمنتورها با تحمیل منفی‌ بودن و بدبینی‌شان بر دیگران، زندگی را از آنها می‌ستانند. آنها همیشه نیمه‌ی خالی لیوان را می‌بینند و می‌توانند ترس و نگرانی را حتی به بی‌خطرترین موقعیت‌ها تزریق کنند. در تحقیقی از سوی دانشگاه نوتردام مشخص شد دانشجویانی که هم‌اتاقی‌های منفی‌نگر داشتند احتمال منفی‌نگر شدن و حتی افسرده‌ شدن خودشان بسیار بیشتر بود.

 

چون رفتار آنها بسیار غیرمنطقی است. در این مورد هیچ اشتباهی نکنید. رفتار آنها واقعا خلاف منطق است، بنابراین چرا به خودتان اجازه دهید واکنش احساسی به آنها نشان دهید و با آنها قاطی شوید؟ هر قدر فردی غیرمنطقی‌تر و دیوانه‌تر باشد، فرار از تله‌‌اش باید برای شما راحت‌تر باشد. تلاش نکنید آنها را در بازی خودشان شکست دهید. از نظر احساسی از آنها فاصله بگیرید و در صورت اجبار به تعامل، آنها را یک پروژه‌ی علمی در نظر بگیرید (یا شاید ترجیح بدهید مثل دکتر اعصاب آنها باشید)؛ نیاز نیست به آشفتگی‌های احساسی واکنش نشان دهید، فقط حقایق را در نظر بگیرید.
حفظ فاصله‌ی احساسی مستلزم آگاهی است. نمی‌توانید جلوی مزاحمت کسی را بگیرید اگر تشخیص ندهید مزاحمتی در کار است. گاهی خودتان را در موقعیت‌هایی می‌یابید که احساس می‌کنید باید از نو گروه‌بندی کنید و بهترین راه پیش‌رو را انتخاب کنید. این خوب است و هراسی نداشته باشید که به خودتان وقت چنین کاری را بدهید.
اغلب مردم احساس می‌کنند چون با فردی کار یا زندگی می‌کنند، پس هیچ راهی برای کنترل آشفتگی ندارند. این کاملا اشتباه است. زمانی که یک فرد سمّی را شناختید، رفتارهای او برایتان قابل‌ پیش‌بینی‌تر و قابل‌ درک‌تر می‌شود. این نکته به شما کمک می‌کند عاقلانه بیندیشید که چه زمان و تا کجا باید او را تحمل کنید یا از او فاصله بگیرید. می‌توانید مرزهایی را معین کنید، اما این کار را باید آگاهانه و مبتکرانه انجام دهید. اگر اجازه دهید اتفاقات به طور طبیعی رخ دهند، مسلما خودتان را مدام در بحث و جدل‌های دشوار اسیر می‌کنید.

اگر مرزی را مشخص کنید و تصمیم بگیرید کی و کجا با یک فرد مشکل‌ساز درگیر شوید، می‌توانید بخش بزرگی از آشفتگی‌ها را کنترل کنید. تنها رمز این است که سر حرف خود بمانید و وقتی فردی قصد عبور از مرز شما را دارد، بر خط‌ قرمزهای خود پافشاری کنید.
آدم‌هاي سمي نه تنها بسياري از ما را محاصره كرده‌اند، بلكه آنقدر قدرتمند و تاثيرگذار هستند كه تنها با يك تماس تلفني يا چند ساعت معاشرت، مي‌توانند افكارمان را به هم بريزند.نمي‌توانيد با خونسردي از كنارشان بگذريد . آنها در حالي به زندگي شما پا مي‌گذارند كه فرصت موشكافي رفتارشان را از شما مي‌گيرند و ذهن‌تان را به مسيري كه مي‌خواهند، هدايت مي‌كنند. براي شما هم پيش آمده كه با آرامش و شادي وارد محيط كارتان یا يك ‌مهماني خانوادگي شويد و چند ساعت بعد با چهره‌اي گرفته و ذهني پريشان به خانه بازگرديد؟
شايد خودتان هم ندانيد كه قدرت خارق‌العاده آدم‌هاي سمي بوده كه حال‌تان را زير و رو كرده و ممکن است اين افراد ذهن شما را به شكلي شست و شو داده باشند كه دليلي براي شك كردن به حرف‌هاي‌شان پيدا نكنيد. آدم‌هاي سمي نه تنها بسياري از ما را محاصره كرده‌اند، بلكه آنقدر قدرتمند و تاثيرگذار هستند كه تنها با يك تماس تلفني يا چند ساعت معاشرت، مي‌توانند افكارمان را به هم بريزند.
آدم‌هاي سمي هيچ مرزي براي بروز افكارشان ندارند. براي آنها مهم نيست كه شما دوست صميمي‌شان هستيد يا فردي كه در صف نانوايي مي‌بينند. آنها به اندازه كافي افكار مسموم در ذهن‌شان دارند كه در هر زمان و مكاني توانايي بروز آنها را داشته باشند. در شرايطي ساختارها و ديگران را دليل ناكامي‌هاي خود مي‌دانند كه تلاشي براي بهبود وضع جهان به‌ خرج نمي‌دهند. آنها درحالي به‌خاطر كثيفي خيابان‌ها شهرداري و مردم را متهم مي‌كنند كه خودشان به راحتي قوطي نوشابه‌شان را در جوي آب پرت مي‌كند.
لحظات شاد هم براي آنها خالي از منفي‌بافي نيست. درست در لحظه‌اي كه همه در عروسي به‌خاطر ورود عروس و داماد ذوق‌زده مي‌شوند، اين افراد مي‌توانند به خط نازك بالاي چشم عروس خورده بگيرند. اين افراد هيچ وقت وارد مكالمه دو طرفه با كسي نمي‌شوند، بلكه تنها مي‌خواهند ديگران آنها را بشنوند وقتي به حرف‌هاي‌شان پاسخي مي‌دهيد، به شما ثابت می‌كنند اصلا حرف‌تان را نشنيده‌اند يا محتوايش را درك نكرده‌اند.
قطعا همه آدم‌ها سمي به دنيا نمي‌آيند و به‌خاطر اتفاقاتي كه در سال‌هاي زندگي‌شان تجربه مي‌كنند و البته استعداد ذاتي كه باعث مي‌شود به آن اتفاقات اجازه ويران كردن زندگي و شخصيت‌شان را بدهند، سمي مي‌شوند. شما مي‌توانيد با چنين پيش‌فرضي، به جاي اينكه مهر منفي‌باف و سمي را روي اين افراد بچسبانيد، به دنبال ريشه منفي‌باف شدن‌شان بگرديد. اما چه فايده‌اي دارد؟ مي‌خواهيد در نقش فرشته نجات ظاهر شويد و زندگي آنها را دگرگون كنيد؟ باور كنيد كه نمي‌توانيد. شما نه روانكاو هستيد و نه متخصص اعصاب و روان. شما يك انسان معمولي هستيد كه در بهترين حالت مي‌توانيد درست رفتار و زندگي كنيد و اين انرژي مثبت را به روی كساني كه در زندگي‌شان را براي دريافت آن باز گذاشته‌اند، منتقل كنيد. اگر مي‌خواهيد مثل سوپرمن او را به راه راست هدايت كنيد، بايد بگوييم كه اميدي براي موفقيت شما وجود ندارد وبا اين وقت‌گذراني خيرخواهانه خودتان را  در معرض سمي شدن قرار مي‌دهيد.

آنها تمام مدت شما را وادار می کنند که برای راضی کردنشان بیشتر و بیشتر تلاش و سازش کنید. این کار نه تنها طاقت فرسا و ملال آور است، بلکه تمام حد و مرزهای معقول رابطه را درهم می شکند. آدمهای سمی دلایل زیادی برای عصبانی و ناراحت بودن به شما می دهند. اما اگر بخواهید روی این موضوعات تمرکز کنید همچنان پر از بدبختی و ناامیدی می مانید، حتی اگر این آدم را از دایره روابطتان حذف کنید.
درعوض، به این توجه کنید که دارید از نظر روانی و احساسی، زندگیتان را خانه تکانی می کنید. اگر زمان زیادی را صرف بازنگری و فهم رفتارهای منفی افراد سمی زندگی تان بکنید، همچنان به آن ها اجازه داده اید که منابع شما را تخلیه کنند؛ حتی اگر از زندگی تان رفته باشند.


اگاهی شرط مهم آرامش در زندگی می باشد.

 

گردآوری : دکتر مارال آقا شیخ حسینی  - روانشناس

 

 

امتیاز دهید :
به اشتراک بگذارید :

نظر دهید

گزارش